آسمان یاد من است
شب گرفتار من است
پنجره رو به خدا
تیرگی کار من است
می روم تا ته شب
تا ته تیرگیم
آسمان می شکند
جمله افکار من است
شب به بیداری من
نور ظلمت به میان
می درخشد ته شب
یاد من این همه غم
غم گرفتار من است
آسمان یاد من است
-ثانی-
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 0:23  توسط امیر جاهدی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 0:58  توسط امیر جاهدی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 0:50  توسط امیر جاهدی
|
شب به بیداری من بیدار است
شب چو من منتظر دیدار است
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 0:36  توسط امیر جاهدی
آهنگی که در وبلاگ گذاشتم از سالار عقیلی هست به نام سازو آواز
برای دانلود از لینک زیر برید :
ساز و آواز
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:9  توسط امیر جاهدی
|
به نام رب هر دانه خدای شمع و پروانه
که عشقش در دل پاره بجوی و اندر آن خانه
ندیدی جز بت سنگی خلیلی حق و مردانه
بریزد لات و عزی را به زیر پای مورانه
به زیر چادر مشکی خفای از چشم بیگانه
بیا تا دل بشوییم و به راهش همچو دیوانه
سر اندازیم و پا کوبان دلی پر مست مستانه
(( ثانی ))
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 18:11  توسط امیر جاهدی
|
ای آنکه در نگاهت راز نهفته داری
باری به دل نگه کن تا راز دل برآری
در فرقت نگاهت ما را نظر ندادند
تا جان ز تن درآید غم را ز دل در آری
ما را ز طعنه گویان مهلت به سر نیامد
چون دست توست فرصت این ماجرا سر آری
چون فاش راز هستی در کس توان ندیدن
دل را زتن درآرم تا راز بسته داری
( ثانی )
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 2:56  توسط امیر جاهدی
|
عمریست در عالم گیتی گرفتار جهانیم
جز میل و هوس خواهش نفسانه ندانیم
آن دم که سر از طاعت معبود بکردی
ما نیز همان کار بکردیم و همانیم
( ثانی)
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 2:35  توسط امیر جاهدی
|
کتاب حیدر بابا اثر استاد شهریار با ترجمه فارسی

دانلود کتاب
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 0:24  توسط امیر جاهدی
|
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 22:39  توسط امیر جاهدی
چرا ای آسمان از غم جدایی
چرا ای ابرم از غصه نباری
چرا هرکو زند بر سینه ام غم
چرا غم ها به یکباره نکاهی
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 22:14  توسط امیر جاهدی
|
وصف حال دل ما بر خود ما آینه شد
سخنی بود که صد مرتبه از ما گله شد
در مقامی که وفا گشت سر صحبت ما
دوست بیگانه بگشت و دلم از قافله شد
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 22:5  توسط امیر جاهدی
|
گر زمان بگیرد ز آرزو زمامم را
وای بر من که به زمانه بگریم
( ثانی)
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 22:3  توسط امیر جاهدی
|
ما از بر خاکیم چو خاکیم برش
ما از لب آبیم چو آبیم لبش
ما گمشدگان در اوییم که جوییم درش
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 22:0  توسط امیر جاهدی
|
آن باد صبا بر همگان خوش خبری کرد
بر ما که رسد گرد و غبارش برساند
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 21:50  توسط امیر جاهدی
|
دلی خواهم که غمخوارش تو باشی
غمی خواهم که دلدارش تو باشی
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 21:48  توسط امیر جاهدی
|
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 1:24  توسط امیر جاهدی
یک غریب دلشکسته بوده ام
در کنار این خراب آباد دل
یک نگار آرزو در سینه ام
آن زمان پیدا شدم از خاک گل
یک پرنده آسمان را دیده ام
آسمان را کو پر پرواز هل
( ثانی )
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 1:14  توسط امیر جاهدی
|
تو ای ثانی بخفتی عمر طولانی
در آن بستر که جانت ترک آن گفته
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 0:43  توسط امیر جاهدی
|
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 0:20  توسط امیر جاهدی